|
ترانه های غربت-اشعار من محمد امین صلاحی[52]
این وبلاگ بخشی از شعرهای من در دانشگاه است.امید است از شعرهایم لذت ببرید. | ||
|
پیری امد و ایام جوانی به سر رسید جوانی مرد و عمرش به اخر رسید اری دیروزاز یکی میراث برده ایم حالامیراث ما هم بکسی دیگر رسید [ یکشنبه 20/6/90 ] [ 2:21 عصر ] [ محمد امین صلاحی ]
جوانان برخیزید بی گمان بهارامده است بلبل از بهر پاس گل به گلزار امده است
اسمان دست در دست زمین نهاده امروز خدا نیز به فریاد ملت گرفتار امده است
گریه کافیست دیگربخندیم و رقص کنیم از گریه هامان مصیبت به بار امده است
امروز که اشک ها بنای ظلم فروریخته به کوی انتقام مادران سوگوار امده است
به کنج زندان منتظرت بودیم ای ازادی روز شکستن غروراین انتظارامده است
ازبهروطن نه ازمردن ترسم نه ازدشمن وطن پرستان رامرگ با افتخارامده است [ یکشنبه 20/6/90 ] [ 2:20 عصر ] [ محمد امین صلاحی ]
به ره عشق انکه رسیده به اخر تو هستی درمحفل حوریان ازهمه زیباتر تو هستی می دانم بارها خطا کردم در بازی عشق قرمز دهی یا زرد عزیزم داور تو هستی [ یکشنبه 20/6/90 ] [ 2:15 عصر ] [ محمد امین صلاحی ]
اگر دوستم نمی داری بگذار بیکس و تنها بمیرم به اغوشم نگیر بگذار من دراغوش غمها بمیرم در ان سوی شهر بجوی از بهرمرگم ویرانه ای رسوا نگردد عشق اگر دور ازنگاه ادمها بمیرم [ یکشنبه 20/6/90 ] [ 2:14 عصر ] [ محمد امین صلاحی ]
چرا باورکنیم اواز قناری زندانی خوشست ما که میدانیم ازادانه نغمه خوانی خوشست
ای شیخ رهایم کن من بهشتت نمی خواهم مرا لذت بی منت این دنیای فانی خوشست
لذت زندگی تنها هوس های زود گذر نیست خود را زدام امیال پست وارهانی خوشست
بی گمان اگر وسعت گیتی را وطن پنداری تورا جان سپردن به هرقبرستانی خوشست
به روز پیری چون رسی عاشقی عارایدت دلبرانرا شیدا شدن به ایام جوانی خوشست
ما همه انسانیم پس روا نیست خون ریختن بادشمن صلح وبادوست مهربانی خوشست
اما اگر دژخیمان بر خاکت دست تعدی برند براستی از بهر وطن جان فشانی خوشست
ان روزکه سخن چوبه ی دار برپا می کند کسی چه داند که زبان بی زبانی خوشست
امین دیگر بس کن و از ترانه برحذر باش همین که بدانند تو عاشق ایرانی خوشست
اگر بپرسی ز من از شاعران که را پسندم تورا گویم شعرنوسیمین بهبهانی خوشست
امروز که صد بهار در زیر خاک خفته اند شعرپارسی اززبان کرد سورانی خوشست
[ یکشنبه 20/6/90 ] [ 2:7 عصر ] [ محمد امین صلاحی ]
تو خاموشی منم چه سرد و چه خاموشم تو قهری ومن نوزادغم گرفه به اغوشم تواز تولد عشقی دیگرشادمانی می کنی من درغم عشقی مرده رخت عزا پوشم [ یکشنبه 13/6/90 ] [ 4:30 صبح ] [ محمد امین صلاحی ]
گریه نکن این دنیا از تو روسپی تربود که تورا در کوچه های شهر ارزان فروخت بودند انانکه از بهر یک بوسه ات جان دهند زمانه انبوه بوسه هایت به رایگان فروخت چه بی شرمانه بی لیاقت ها ازتو سود بردند روزگار عشقت را به یک تکه نان فروخت میدانم که سخت است قشنگی ها را فروختن ولی دشواری زندگی تو راچه اسان فروخت
[ جمعه 11/6/90 ] [ 7:49 عصر ] [ محمد امین صلاحی ]
عزیزم زندگی لبریز دروغه میدونی
عشقمون جه سردو بیفروغه میدونی
میدونم دیگه فرصتی واسه هم نداریم
اخه سرمابا غصه ها شلوغه میدونی [ سه شنبه 1/6/90 ] [ 10:50 عصر ] [ محمد امین صلاحی ]
بذار بمیرم چرا زندگیم بی تو به اخر نرسه [ سه شنبه 1/6/90 ] [ 10:13 عصر ] [ محمد امین صلاحی ]
امشب من به چشم های قشنگت سوگند یاد می کنم نازنین اگر فردا شود دل ازبند عشقت ازاد می کنم امشب من خسته ازعشق پرالتماس خویش گشته ام فردا سرود مرده بادعشق را به یادت فریاد می کنم [ سه شنبه 20/2/90 ] [ 11:39 عصر ] [ محمد امین صلاحی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||